یه نگاه به اسمم کردم
"دانشجو"
یاد دکتر افتادم، دوسال پیش که دیدمش، یادش بود ۴ سال پیش هم دانشجو بودم، چند بار ازم پرسید چی میخونی، شرایط جور نبود جوابش رو بدم
خیلی دلم میخواست میشد بیشتر باهاش حرف بزنم
اون سرش شلوغه و منم که .... بگذریم
چه خوب که یه وقتایی هر چند دیر به دیر یه کتابای خوبی خدا روزی م کرده بخونم
حتما خودش هم کمکم میکنه نکات مفیدش رو استفاده و اجرا کنم
با اینکه از دانشجو بودن شاید یکم خسته باشم، یه روایتی یادم افتاد، دلگرم شدم
دوست ندارم جوانان شما را جز در دوحال ببینم: دانشجو، یا دانشمند
سر نوشت: امام صادق عليه السلام: لَسْتُ اُحِبُّ اَنْ اَرَى الشّابَّ مِنْـكُمْ اِلاّ غادياً فى حالَيْنِ : اِمّا عالِماً اَوْمُتَعَلِّما ، فَاِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَرَّطَ ، فَاِنْ فَرَّطَ ضَيَّعَ ، وَ اِنْ ضَيَّعَ اَثِمَ ، وَ اِنْ اَثِمَ سَـكَنَ النّارَ وَ الَّذىبَعَثَ مُحَمَّدا بِالْحَقِّ ؛
دوست ندارم جوانانِ شما را جز در دو حالت ببينم : دانشمند يا دانش اندوز . اگرجوانى چنين نكند ، كوتاهى كرده و اگر كوتاهى كرد ، تباه ساخته و اگر تباه ساخت ، گناهكرده است و اگر گناه كند ، سوگند به آن كس كه محمّد صلي الله عليه و آله را به حق برانگيخت ،دوزخ نشين خواهد شد
پ.ن. خوب شد جستجو کردم، چقدر حدیث دنباله داشت... و اینکه فکرمیکردم از امام کاظم ع هست، اگرچه «کُلُّهُم نورٌ واحدٌ»؛
پ.ن.۲ حالا تا کی جوانیم؟ از جوانی در اومدیم چه کنیم؟
برچسب:
نویسنده: نگار پارسامنش