خواب و بیدار - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 2:30
سلامامشب بعد از مددددت هااااا چند تا ستاره دیدم توی آسمون راستی چرا دیگه این همه وقت بود ندیده بودم؟درسته که خونه ما چند وقته آسمون نداره، ولی خب قبلنا توی کوچه خیابون یا حتی بیابون گاهی میدیدم....راستی...چی شد که یه دختر سر به هوای سر به زیر، تبدیل شد به یه دختر سر به زیرِ سر به هوا؟گوشی و فجازی مو...
پیرانه - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 2:30
چند روز پیش به شکل شگرفی تونستم بدون دونستن نوت ها، قسمتی کوتاه از آهنگ تولدت مبارک رو بنوازم یوهویی ناغافل... تولد کی بود یعنی؟یکسری تجربیات هستن که حتی یادآوری شون هم حس خوب داره یکسری تجربیات هستن که حتی یادآوری شون هم حس ناامیدی و پژمردگی دارهآفرینش های خدا جالب و جذابه...آهبه قول همساده ذاغونم....
گل بی خار کجاست؟ - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 2:30
برای آینده که اینارو شاید بخونم و بگم چرا اینقدر بیدار بودم!آقا من حتی تا ۱ شب هم خواب میومد، از بس این دسته گل ها دیر میخوابن، خوابم پرید دیگه ولی متاسفانه نرفتم با عبادت بگذرونم یا مطالعه... وبلاگ خوانی کردماذان شد بریم نماز
قرارمون یادم نره… - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 2:30
قرار بود بنویسم، یه وقتایی که حرف برای گفتن هست.این لالایی هایی که در روزهای گذشته گوش میدم، حرف های خوبی تویش داره، و توشه برای فکر کردن گاهی هر کدوم رو چننند بار گوش میکنم و باز نکته نوین داره. هر کدوم یه ربع زمان میگیرهفرصت گفتن همه ش که نیست، ولی فقط یه اشاره کوتاه میکنم به یکی از صحبت های کلیدی...
۱۴ خورشید و یک آفتاب - تاریخ: 1403/4/28 ساعت: 17:58
همه ش از لطف اهل بیت هست هر چی از زندگی م سر و سامون گرفته...پارسال به لطف روضه یکم اوضاع آروم شدامسال عید غدیر که عیدی های ۱۴ گانه ترکوند خونه رو...امشب هم تا یکی از پرچم ها رو زدیم به دیوار، از برکتش بعد از چند روز به طرفه العینی سالن مرتب شد...فکرکنم کتیبه آشپزخونه رو هم که بزنیم اون هم آروم بگیر...
اسمم - تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 13:13
یه نگاه به اسمم کردم"دانشجو"یاد دکتر افتادم، دوسال پیش که دیدمش، یادش بود ۴ سال پیش هم دانشجو بودم، چند بار ازم پرسید چی میخونی، شرایط جور نبود جوابش رو بدمخیلی دلم میخواست میشد بیشتر باهاش حرف بزنماون سرش شلوغه و منم که .... بگذریمچه خوب که یه وقتایی هر چند دیر به دیر یه کتابای خوبی خدا روزی م کرده...
خوراک - تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 13:13
یه کتاب هایی اینقدر خوبه که شروعش میکنی، ولی دلت نمیاد تمومش کنی...آخراش دیگه هعی کشش میدیمیترسی تموم شه دیگه خوراک خوب پیدا نکنی یا چی؟پ.ن. #فکرشم_نکنکل نوشت: الحمدلله + نوشته شده در  شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۰۲ساعت 2:55&nbsp توسط دانشجو  |  Adblock test (Why?)
به کجا چنین شتابان؟ - تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 13:13
امشب بیرون یهو یه آهنگ قدیمی یادم افتاد... یادم نمیاد اصلا کی میشنیدمش!وقتی جستجوش کردم، فهمیدم خواننده ش ۵ سال پیش فوت شده!چقدر حواسم به رفتن نیستاگه بدونیم که چه موقع قراره بریم، چیکار میکنیم براش؟ + نوشته شده در  شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۰۹ساعت 2:26&nbsp توسط دانشجو  |  Adblock test (Why?)
اللهم اشف کل مریض - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 12:34
معمولا به خواب سحر اعتقاد دارماومد به سمتم، منو شناخته بود، گفت از فلان سال در گیر فلان مسئله ای ... به حال تمسخر شاید یا تحقیر نبود، ولی حس کردم ... شاید کمی حقیر شدمبیدار شدمنزدیک سحر بود.......ای بابا، ول کن دیگه... + نوشته شده در  پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۴/۳۱ساعت 2:18&nbsp توسط دانشجو  |  Adblock test (Wh...
سرررررررد - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 12:34
سرده... سرداونقدر سرد که سرما تا عمق قلبم نفوذ کردهاونقدر سرد که حتی حس و حال نوشتن و دست به قلم بردن نیستبارون قشنگی می بارید- خدایا بابت تک تک قطره هایش هزاران هزار بار شکرت -ولی کاش برای همه این بارون قشنگ باشه... و یادآور مشکلات سقف خونه و بالا زدن فاضلاب و خطر ریختن دیوار و چکه کردن آب توی خونه...
سحر - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 12:34
دوباره بین دوراهی...بیدار بمونم نماز صبحم رو بخونم و بخوابم؟ یا زودتر بخوابم؟تجربه نشون داده بیدار بودن زمان سحر و بعدش حداقل یکم بین الطلوعین انرژی بیشتری میده تا اون خوابی که بخوام این ساعت برم...آاااااه...کی ساعت خوابم درست میشه؟ + نوشته شده در  چهارشنبه ۱۴۰۱/۰۲/۱۴ساعت 4:20&nbsp توسط دانشجو  |  A...
یک متن قشنگ... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:51
من مذهبی ها را خیلی دوست دارمزمان و مکان را یک عنصر زنده میدانندو باهاش روابط دارند.برایشان فرق میکند الآنرجب است یا جمادی الاولرمضان است یا محرم ...یا برایشان فرق میکند الآن کجای ماه است ؟جمعه است
می خواستم اینو پارسال این روزها بذارم... یادم رفت: - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:51
این روزها, بی حواس ترین زن دنیا من هستم که در گذر از میان مردم شهر با هر عطری به یاد تو مست می شومو در چهار خانه ی هر پیراهنی شبیه تو بیتوته می کنماین روزها, هستی و نیستی و در میان بی حواسی های معلقم قدم می زنیتو را می گردم در میان تمام کسانی که شبیه تو نیستند و سراغ تو را در در شلوغ ترین خیابان های...
شعف! - تاریخ: 1398/3/14 ساعت: 16:32
یادش بخیر از قوانین انسان توی کلاسا ترم 2 می گفتیم که وقتی بلایی که به انسان رسیده ازش برطرف می شه، میگه "ذهب السیئات عنی" و خوشحال میشه و دوباره همون "غلط" های قبلی رو میکنهالبته انسان ناکامل ها!حالا
دکتر - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 6:15
الان باید پیام بدم یا زنگ بزنم بگم نگران شدم چرا جواب ایمیل نمیدین؟ بگم نکنه ناراحت شدین؟ خب منم ناراحت شدم خو... بازم خداروشکر الهی دیگه زود الهی(!) بشه! پ.ن.1. چقدر گاهی یهو فاز غم زیاد میشه ...
گفتگو - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 6:15
"کنایه" را در ادبیات دوست دارمسخن را شیوا می کند...و آتش شعله ور شده ی دل را خاموشکنایه وسیله ی لبریز شدن رازهای نهفته ی دل است...ولی نه آن سان که راز گفتن با پروردگار آرام بخش شعله های دل استو نه آن سان که درد دل با او فروکشنده ی رازهای نهانی استکنایه را دوست دارم ولی...بیش تر از آن...گفتگو با خدا ...
خلوص - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 6:15
گاهی برخی کارها رو باید "فقط" برای خدا انجام داد ... -بزرگان میگن همه کارها رو- و هیچ جایی، و هیچ کسی از اون مطلع نشه... حتی گاهی برخی کارها رو که می کنی، باید از خودت هم پنهان کنی... تا یادت نیاد و تو دلت ستایشگر خودت باشی... شب بخیر
انیس - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 6:15
برای یه دوست به جستجوی این فراز از جوشن کبیر رفتم، واقعا خیلی زیباست... الحمدلله علی هذه النعمه: یَا حَبِیبَ مَنْ لا حَبِیبَ لَهُیَا طَبِیبَ مَنْ لا طَبِیبَ لَهُیَا مُجِیبَ مَنْ لا مُجِیبَ لَهُیَا شَ
سير تقويم جلالي به جمال تو خوش است... - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 6:15
بي تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدندسالها، هجري و شمسي، همه بي خورشيدند ... تو بيايي همه ساعت همهي ثانيه هااز همين روز، همين لحظه، همين دم عيدند قیصر امین پور پیشاپیش آغاز سال نو خورشیدی مبارک
دیدار! - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 6:15
آقا ما باز استخاره زدیم بریم سر رفقا... نتیجه استخاره:انجام ندهنتیجه کلی:بد است دچار مشكلات عديده اي خواهيد شد و در آخر هم به اهدافتان نخواهيد رسيد.مورد مناسبي نيست بهيچ وجه در شان شما نيستند ترك شود.