خرید بک لینک

یادش بخیر

از قوانین انسان توی کلاسا ترم 2 می گفتیم که وقتی بلایی که به انسان رسیده ازش برطرف می شه، میگه "ذهب السیئات عنی" و خوشحال میشه و دوباره همون "غلط" های قبلی رو میکنه

البته انسان ناکامل ها!

حالا هرچی میاد این مشکل اخیر پیش رو ذره به ذره بر طرف بشه، منم هعی خوشحال میشم، میگم آخ جون داره راه میوفته... آخ جون مشکل حل شد... آخ جون ...

ولی هنوز حتی خوشحالی تموم نشده، به یه مشکل جدید تر می خوره! یا حتی می فهمم که اون چیزی که فکر میکردم هنوز حل نشده!

شاید این دوترم غیر حضوری کلاسای مدرسه، نیاز بوده تا یکم عملی ببینم که درسا رو چطور پس میدم!

الان قشنگ تابلوئه که یکم از مسئله پیش رفته و در خوشی حل شدن اون غرق شده ام که دارم اینا رو می نویسم!!!

من کِی آدم می شم رو الله اعلم!

یاد اون خوابی افتادم که استاد پیشونی ام رو بوس کردن!!!

به فال نیییییک گرفته ام خیلی!!!

واقعا از شعف در پوست نمی گنجم! ولی هعی میرم سر میزنم به VM جان ببینم هنوز داره نفس می کشه یا نه!

الحمدلله کثیرا کثیرا کثیرا کثیرا علی هذه النعمة!

تابلوئه که دارم زور میزنم خدا رو بندازم توی رودروایسی افزون کردن شکر نعمت

وای خدایا از اعماق قلبم شکر!

خدایا به این جناب مسئول محترم خیر بده که واقعا راهنمایی هایش کمک کرد... خدا منو ببخشه هعی بهش بد بین بودم... کاش یه روزی بشه ازش تشکر کنم

خدایا به حق محمد و آل محمد بلا رو از وجود حضرت حجت (عج) و همه محبین و دوستان دوستانشون و همه ی مخلوقاتت دور کن

این دسته گلی ما رو هم حفظش کن و همه مون رو اونی کن که خودت می خوای

اللهم اشف کل مریض

خدایا مشکلات این عزیز ما رو هم با عافیت بر طرف کن... زندگی دو دنیا رو به کام خودش و نسل ش و دوستان و دوستان دوستان و همسایگان و خانواده هاشون و .... شیرین کن!

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

و العافیت و النصر و ....

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 16:32

صفحه بندی