خرید بک لینک
سلامامشب بعد از مددددت هااااا چند تا ستاره دیدم توی آسمون راستی چرا دیگه این همه وقت بود ندیده بودم؟درسته که خونه ما چند وقته آسمون نداره، ولی خب قبلنا توی کوچه خیابون یا حتی بیابون گاهی میدیدم....راستی...چی شد که یه دختر سر به هوای سر به زیر، تبدیل شد به یه دختر سر به زیرِ سر به هوا؟گوشی و فجازی موجبش بود؟ یا چی؟دوباره نگاه کردم آسمون رو...دلم میخواد حالا که طیب هستم و پنجره داره و پنجره ش آسمون داره، و آسمونش ستاره، تا میشه ستاره ببینمالحمدللهخیلی ممنون مهربون که روزی م کردی این زیبایی ها رو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 2:30

چند روز پیش به شکل شگرفی تونستم بدون دونستن نوت ها، قسمتی کوتاه از آهنگ تولدت مبارک رو بنوازم یوهویی ناغافل... تولد کی بود یعنی؟یکسری تجربیات هستن که حتی یادآوری شون هم حس خوب داره یکسری تجربیات هستن که حتی یادآوری شون هم حس ناامیدی و پژمردگی دارهآفرینش های خدا جالب و جذابه...آهبه قول همساده ذاغونم... له لهپیرانه سرم یاد جوانی به چه ارزد که چنین وقت گذاری وبتازی وبنازی وچرا این همه اسراف نمایی وچرا غافل از ایام بمانی وچرا چشم امید از نگه غیر نبندی؟ وچرا سخت نخندی ؟ وچرا دور نمیریزی از این دلاز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 2:30

برای آینده که اینارو شاید بخونم و بگم چرا اینقدر بیدار بودم!

آقا من حتی تا ۱ شب هم خواب میومد، از بس این دسته گل ها دیر میخوابن، خوابم پرید دیگه

گل بی خار کجاست؟

ولی متاسفانه نرفتم با عبادت بگذرونم یا مطالعه... وبلاگ خوانی کردم

اذان شد بریم نماز

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 2:30

قرار بود بنویسم، یه وقتایی که حرف برای گفتن هست.این لالایی هایی که در روزهای گذشته گوش میدم، حرف های خوبی تویش داره، و توشه برای فکر کردن گاهی هر کدوم رو چننند بار گوش میکنم و باز نکته نوین داره. هر کدوم یه ربع زمان میگیرهفرصت گفتن همه ش که نیست، ولی فقط یه اشاره کوتاه میکنم به یکی از صحبت های کلیدی شمیگفت یه شباهتی داره بین رابطه دوران زندگی جنین در رحم و تولد و زندگی دنیا، با دوران زندگی انسان در دنیا و مرگ و زندگی پس از مرگتوی رحم جنین میگه اخه این دست و پا رو میخوام چیکار؟ این چشم ها چیه؟ مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 2:30

همه ش از لطف اهل بیت هست هر چی از زندگی م سر و سامون گرفته...پارسال به لطف روضه یکم اوضاع آروم شدامسال عید غدیر که عیدی های ۱۴ گانه ترکوند خونه رو...امشب هم تا یکی از پرچم ها رو زدیم به دیوار، از برکتش بعد از چند روز به طرفه العینی سالن مرتب شد...فکرکنم کتیبه آشپزخونه رو هم که بزنیم اون هم آروم بگیره...کاش توفیق روضه و ذکر داشته باشیمالحمدللهپ.ن.۱. به ذره گر نظر لطف بو تراب کند...پ.ن.۲. الحمدلله در اثر فاز دپسردگی، خوراک مکالمه امشب هم جور میشه ان شاءللهپ.ن.۳. بابت همه نعمت هات و بابت همه لحظاتت شکر + نوشته شده در  دوشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۸ساعت 1:0&nbsp توسط دانشجو  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 17:58

یه نگاه به اسمم کردم"دانشجو"یاد دکتر افتادم، دوسال پیش که دیدمش، یادش بود ۴ سال پیش هم دانشجو بودم، چند بار ازم پرسید چی میخونی، شرایط جور نبود جوابش رو بدمخیلی دلم میخواست میشد بیشتر باهاش حرف بزنماون سرش شلوغه و منم که .... بگذریمچه خوب که یه وقتایی هر چند دیر به دیر یه کتابای خوبی خدا روزی م کرده بخونمحتما خودش هم کمکم میکنه نکات مفیدش رو استفاده و اجرا کنمبا اینکه از دانشجو بودن شاید یکم خسته باشم، یه روایتی یادم افتاد، دلگرم شدمدوست ندارم جوانان شما را جز در دوحال ببینم: دانشجو، یا دانشمندسر نوشت: امام صادق عليه السلام: لَسْتُ اُحِبُّ اَنْ اَرَى الشّابَّ مِنْـكُمْ اِلاّ غادياً فى حالَيْنِ : اِمّا عالِماً اَوْمُتَعَلِّما ، فَاِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَرَّطَ ، فَاِنْ فَرَّطَ ضَيَّعَ ، وَ اِنْ ضَيَّعَ اَثِمَ ، وَ اِنْ اَثِمَ سَـكَنَ النّارَ وَ الَّذىبَعَثَ مُحَمَّدا بِالْحَقِّ ؛دوست ندارم جوانانِ شما را جز در دو حالت ببينم : دانشمند يا دانش اندوز . اگرجوانى چنين نكند ، كوتاهى كرده و اگر كوتاهى كرد ، تباه ساخته و اگر تباه ساخت ، گناهكرده است و اگر گناه كند ، سوگند به آن كس كه محمّد صلي الله عليه و آله را به حق برانگيخت ،دوزخ نشين خواهد شد پ.ن. خوب شد جستجو کردم، چقدر حدیث دنباله داشت... و اینکه فکرمیکردم از امام کاظم ع هست، اگرچه «کُلُّهُم نورٌ واحدٌ»؛پ.ن.۲ حالا تا کی جوانیم؟ از جوانی در اومدیم چه کنیم؟ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 13:13

یه کتاب هایی اینقدر خوبه که شروعش میکنی، ولی دلت نمیاد تمومش کنی...

آخراش دیگه هعی کشش میدی

میترسی تموم شه دیگه خوراک خوب پیدا نکنی یا چی؟

پ.ن. #فکرشم_نکن

کل نوشت: الحمدلله

+ نوشته شده در  شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۰۲ساعت 2:55&nbsp توسط دانشجو  | 

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 13:13

امشب بیرون یهو یه آهنگ قدیمی یادم افتاد... یادم نمیاد اصلا کی میشنیدمش!

وقتی جستجوش کردم، فهمیدم خواننده ش ۵ سال پیش فوت شده!

چقدر حواسم به رفتن نیست

اگه بدونیم که چه موقع قراره بریم، چیکار میکنیم براش؟

+ نوشته شده در  شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۰۹ساعت 2:26&nbsp توسط دانشجو  | 

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 13:13

معمولا به خواب سحر اعتقاد دارم

اومد به سمتم، منو شناخته بود، گفت از فلان سال در گیر فلان مسئله ای ... به حال تمسخر شاید یا تحقیر نبود، ولی حس کردم ... شاید کمی حقیر شدم

بیدار شدم

نزدیک سحر بود

.......

ای بابا، ول کن دیگه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۴/۳۱ساعت 2:18&nbsp توسط دانشجو  | 

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 12:34

سرده... سرداونقدر سرد که سرما تا عمق قلبم نفوذ کردهاونقدر سرد که حتی حس و حال نوشتن و دست به قلم بردن نیستبارون قشنگی می بارید- خدایا بابت تک تک قطره هایش هزاران هزار بار شکرت -ولی کاش برای همه این بارون قشنگ باشه... و یادآور مشکلات سقف خونه و بالا زدن فاضلاب و خطر ریختن دیوار و چکه کردن آب توی خونه و قابلمه گذاشتن و اینا نباشه...اینقدر اوضاع سخت شده، که هر دعایی بخوای بکنی، باید حواست باشه شاید یکی با مستجاب شدن دعای من اذیت بشه...به این رسیدم تنها دعایی که میشه کرد، دعا فرج هستحتی دیگه برای تموم شدن کرونا هم دعا نمیکنم، چون اگه تموم بشه، در بهترین حالت بر میگردیم به همون اوضاع داغون قبل کرونا...فکرمیکنم فقط باید دعای فرج خوند...اللهم عجل لولیک الفرجاللهم عجل لولیک الفرجاللهم عجل لولیک الفرج + نوشته شده در  چهارشنبه ۱۴۰۰/۰۸/۲۶ساعت 0:45&nbsp توسط دانشجو  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 12:34

دوباره بین دوراهی...

بیدار بمونم نماز صبحم رو بخونم و بخوابم؟ یا زودتر بخوابم؟

تجربه نشون داده بیدار بودن زمان سحر و بعدش حداقل یکم بین الطلوعین انرژی بیشتری میده تا اون خوابی که بخوام این ساعت برم...

آاااااه...

کی ساعت خوابم درست میشه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۴۰۱/۰۲/۱۴ساعت 4:20&nbsp توسط دانشجو  | 

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 12:34

من مذهبی ها را خیلی دوست دارمزمان و مکان را یک عنصر زنده میدانندو باهاش روابط دارند.برایشان فرق میکند الآنرجب است یا جمادی الاولرمضان است یا محرم ...یا برایشان فرق میکند الآن کجای ماه است ؟جمعه است ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:51

این روزها, بی حواس ترین زن دنیا من هستم

که در گذر از میان مردم شهر با هر عطری به یاد تو مست می شوم

و در چهار خانه ی هر پیراهنی شبیه تو بیتوته می کنم

این روزها, هستی و نیستی و در میان بی حواسی های معلقم قدم می زنی

تو را می گردم در میان تمام کسانی که شبیه تو نیستند

و سراغ تو را در در شلوغ ترین خیابان های شهر می گیرم

نیستی که نیستی ...

و من همچنان بی حواس ترین زن دنیا ، حواسم از تو پرت نمی شود که نمی شود !


#سربازی

پ.ن. بذار نگم...

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:51

یادش بخیر از قوانین انسان توی کلاسا ترم 2 می گفتیم که وقتی بلایی که به انسان رسیده ازش برطرف می شه، میگه "ذهب السیئات عنی" و خوشحال میشه و دوباره همون "غلط" های قبلی رو میکنهالبته انسان ناکامل ها!حالاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 16:32

الان باید پیام بدم یا زنگ بزنم بگم نگران شدم چرا جواب ایمیل نمیدین؟ بگم نکنه ناراحت شدین؟ خب منم ناراحت شدم خو... بازم خداروشکر الهی دیگه زود الهی(!) بشه! پ.ن.1. چقدر گاهی یهو فاز غم زیاد میشه ...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 6:15

صفحه بندی